عبد الله احمديه
136
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )
3 - شخصا از وقتى به ياد دارم دچار يبوست بودهام . 4 - گاهگاهى در اطراف چشمانم از صبح تا نزديك ظهر درد مىگرفت كه مىگفتند صداع است . البته چهار ، پنج بار اينطور شدهام . 5 - در طول سال هميشه چند مرتبه سرماخوردگى داشتهام . بهطورىكه تا يادم مىآيد ازاينجهت همواره عاجز بودهام . 6 - سرماخوردگى من گاهى توأم با تب و لرز بوده است . 7 - در سال 1315 ازدواج كرده و فعلا داراى چهار فرزند مىباشم . 8 - هيچ نوع بيمارى آميزشى نگرفتهام . 9 - هنگام مقاربت هميشه سرعت انزال داشتهام . 10 - به هيچ نوع بيمارى مزمن ديگرى دچار نگشتهام . 11 - هميشه كمخون ، عصبى و بىاشتها بودهام . 12 - به محض بروز عصبانيت بيخواب مىشوم . 13 - هفت سال پيش دچار اگزما در پاهايم شدم كه بعد به نقاط ديگر انتقال يافت . فعلا نيز در پا و اطراف گردن دچار اگزما مىباشم . 14 - شش سال پيش در شيراز نيمهشب از خواب برخاستم . عرق زيادى كرده بودم . ديدم قلبم به شدت مىزند . اطباء تشخيص دادند ناراحتىام از معده است . از آن سال تاكنون مرتبا تحت معالجه بودهام تا مدتى آنقدر ضعيف و رنجور شده بودم كه اساسا نه خواب داشتم و نه اشتها به غذا . وضعيت دفع نيز مرتب نبود . گاهى آبكى به صورت اسهال و گاهى يبوست ( به سبب تشنج قولون ) . هميشه سرماخورده بودم ( به سبب ضعف كبد ) . فشارخونم به 7 - 8 رسيده بود . اغلب شبها از زيادى عرق بدن و بيخوابى به حال تباهى مىافتادم . هميشه خميازه مىكشيدم . خسته و ناتوان و رنجور بودم . در موقع صرف غذا به علت كمى اشتها حال تهوع پيدا مىكردم ( به سبب عدم گوارش غذا ) . سال قبل به درد سختى مبتلاء شدم كه مزيد بر علت شد و بسترى گرديدم . ناچار به اروپا عزيمت كردم .